گنج

شمارهٔ ۳۸۱

ای روی تو از می ارغوان رنگدارد سمنت ز ارغوان رنگ
در دور خط تو می‌نمایدآیینهٔ آفتاب در زنگ
در سلسلهٔ تو همچون مجنونصد خسرو بی‌کلاه و اورنگ
خواهم شومت دچار امادر خواب که در برت کشم تنگ
از غمزهٔ پر فن تو پیداستکیفیت صلح و صورت جنگ
صد رنگ فسون در آن دو چشمستدر هر رنگی هزار نیرنگ
این دل که تو داری ای غلط مهرنرم است چو موم و سخت چون سنگ
دل میشنواندم در آن زلفنالیدن طایر شب آهنگ
ای گل برهی مرو که خاریدر دامن عصمتت زند چنگ
یک لحظه به غیر اگر بیائیبگریزی ازو هزار فرسنگ
در پای فتادنم ز کویتعذریست چو عذر محتشم لنگ