شمارهٔ ۳۰۵
آفت من یک نگه زان نرگس مستانه سازمستعد مستیم کارم به یک پیمانه ساز
چون ز من بندند راه آشنائیهای توهرچه میخواهی ز من غیر از نگه بیگانه ساز
شور طفلان را اگر خوش داری آن رخ را دمیکار فرمای جنون عاشق دیوانه ساز
تا به خاک راهت افتد صورت از دیوار و درآن خرامش را زمانی صرف صورت خانه ساز
تا روم آسان به خواب مرگ در بالین منچشم افسون ساز را گوینده افسانه ساز
در وداع آخرین عیش کرد ای جغد غمآشیان یک بار بر دیوار این ویرانه ساز
محتشم خواهی اگر یکتائی اندر حکم خویشخاتم دل را نگین زان گوهر یک دانه ساز