شمارهٔ ۲۷۴
به اقبال از سفر چون مرکب آن نازنین آیدبه استقبال خیل او تزلزل در زمین آید
به سرعت شخص طاقت پا بگرداند ز پشت زیندمی کان سرو آزاد زمین بر روی زین آید
چو او بر خانه زین جان کند بهر تماشایشفغان و ناله از دلها و از چرخ برین آید
زمین پر گردد از نقش جبین ماه رخساراندر آن فرخ زمان کان آفتاب مه جبین آید
به حکم دل ز لعل یار داد خویش بستانممرا روزی که ملک وصل در زیر نگین آید
ختائی ترک آمد محتشم این که در جنبشبه یک دنباله از آهوی مشگینش به چین آید