شمارهٔ ۲۴۴
دی به شیرینعشوه هر دم سوی من دیدن چه بودوز پی آن زهر از ابرو چکانیدن چه بود
گر نبودی بر سر آتش ز اعراض نهانهمچو موی خویشتن بر خویش پیچیدن چه بود
گر بَدی از من نمیگفتند خاصان پیشِ توتیز تیز اندر حکایت سوی من ...یدن چه بود
ور نبودی بر سر آزار من در انجمنحرفِ جُرمم یکسر از بدخواه پرسیدن چه بود
گر به دل با من نبودی بذر طعنم غیر رامنع کردن وز قفا چشمک رسانیدن چه بود
بزمِ خاصی گر نهان از من نمیآراستیبی محل اسباب عیش از بزم برچیدن چه بود
گر نبودت در کمان تیرِ غضب مخصوص منچین بر ابرو در رخِ اغیار خندیدن چه بود
دی به بزم از غیر آن احوال پرسیدن نداشتمن چو واقف گشتم آن خاموش گردیدن چه بود
محتشم را گر نمیدانستی از نامحرمانپیش غیر از وی جمال راز پوشیدن چه بود