گنج

شمارهٔ ۹۱

قافیه: یبانشدم۸ بیت
ز شور عشق تو گر ز عندلیبان شدمولی گرفتار بیداد رقیبان شدم
پس از زمانی مدید جامۀ تقوی دریدزبسکه با بخت خویش دست و گریبان شدم
چه صبح روشن اگر شهرۀ شهرم ولیز طالع تیره چون بخت غریبان شدم
اگر نزد دانۀ خال تو راه خیالولی بدام قریب دلفریبان شدم
در آرزوی تو عمر به بی نصیبی گذشتنصیبم آن شد که من ز بی نصیبان شدم
علاج درد من از طبیب حاذق مپرسکه من بدین حالت از دست طبیبان شدم
برای لیلی طلب، شیوۀ مجنون خوش استچرا که سرگشتۀ وضع لبیبان شدم
ادب توقع مکن مفتقر از عاشقانکه من گرفتار سالوس ادیبان شدم