گنج

شمارهٔ ۹۰

قافیه: انم۹ بیت
نقطۀ خال تو را من که چنان حیرانمکه چه پرگار در آن دائره سر گردانم
نکته ای یابم اگر زان خط خورشید نقطحکمت آموز و نصیحت گر صد لقمانم
گر به سر چشمۀ نوشین دهانت برسمچشمۀ خضر به یک جرعۀ او نستانم
به تجلای تو مدهوش و خرابم که مپرسپور عمران بود آگه ز دل ویرانم
یوسف مصر ملاحت به زلیخا نکندآنچه با من کند آن لعل نمک افشانم
از حدیث لب شیرین تو شوریست بسرکه اگر سر برود روی نمی گردانم
لیلی حسن تو را من نه چنان مجنونمکه بود باک ز زنجیر و غل و زندانم
لالۀ روی تو داغی بدل سوخته زدکه ز سر تا به قدم شمع صفت سوزانم
مفتقر شیفتۀ طرۀ آشفتۀ تستتا بدانند که سر سلسلۀ رندانم