گنج

شمارهٔ ۸۶

قافیه: ارعمر۹ بیت
ای از خط تو سبز لب جویبار عمروز غنچۀ تو خرم و خندان بهار عمر
ای در محیط کون و مکان نقطۀ بسیطرحمی که شد ز دائره بیرون مدار عمر
داغم من از فراغ تو از فرق تا قدمای جلوۀ تو شمع دل لاله زار عمر
در چین طرۀ تو چه آهو دلم فتادبی خود نگشته تیره چنین روزگار عمر
دیدم بسی جفا پس از اندیشۀ وفابا سست عهدی تو چه سخت است کار عمر
عمری که بی تو در گذرد سودمند نیستبی خدمت تو بار گرانی است بار عمر
از حد گذشت شوق دل بی قرار مندارم دگر چگونه امید قرار عمر
عمری گذشت دیده به راه تو دوختیمکامی نیافتیم در این رهگذار عمر
ای خضر جان مفتقر تشنه کام سوختارزانی تو جام می خوشگوار عمر