گنج

شمارهٔ ۸۴

قافیه: یشتر۷ بیت
تا به کی ای نوش جان می‌زنیم نیشترزخم از این بیشتر یا دل از این ریش‌تر
ز آه من اندیشه کن بیخ جفا تیشه کنمهر و وفا پیشه کن بیشتر از پیشتر
در نظر اهل دل سادگی آزادگی استجز متصنع مدان از همه بدکیش‌تر
عاقبت‌اندیشی از عاشق صادق مجوینیست کس از خودپرست عاقبت‌اندیش‌تر
دشمن جان شد مرا مدعی دوستیوز همه بیگانه‌تر هرکه بُدی خویش‌تر
ای به نصاب جمال یافته حدّ کمالنیست مرا آرزو جز نظری بیشتر
خرمن حسن ترا موقع احسان بودمفلسم و مفتقر از همه درویش‌تر