شمارهٔ ۸۲
عاکفان حرمت قبلۀ اهل کرمندواقف از نکتۀ سر بستۀ لوح و قلمند
خاکساران تو ماه فلک ملک حدوثجان نثاران تو شاه ملکوت قدمند
خرقه پوشان تو تشریف ده شاهاننددُرد نوشان تو ائینه گر جام جمند
بندگان تو ز زندان هوا آزادنددر کمند تو و آسوده ز هر بیش و کمند
جانب اهل طریقت به حقارت منگرزانکه در بادیۀ معرفت اول قدمند
گرچه شورید و ژولیده و بی پا و سرندلیک در عالم جان صاحب طبل و علمند
ناوک غمزۀ من بر دل این غمزدگانزانکه این سلسله صید حرم و محترمند
نام نام آور این طائفه را میمون دانزانکه در دفتر ایجاد مبارک قدمند
مفتقر دست تو و دامن آنان که همهخضرجانند و مسیحانفس و روحدمند