گنج

شمارهٔ ۸۱

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: اتوانیکرد۱۲ بیت
اگر به شرط مروت وفا توانی کردگذر به صفۀ اهل صفا توانی کرد
به همت ار بروی برتر از نشیمن خاکبه زیر سایه هزاران هما توانی کرد
به جد و جهد چه عنقا برو به قلۀ قافاگر که حوصلۀ آن قضا توانی کرد
شهود جلوۀ جانان ترا نصیب شوداگر زجاجۀ جان را جلا توانی کرد
به گنج معرفت و دولت بقا برسیاگر تحمل فقر و فنا توانی کرد
به شاهباز حقیقت گهی تو ره ببریکه باز آز و هوا را رها توانی کرد
اگر به گلشن دیدار او رهی یابیز شور عشق چه دستان نوا توانی کرد
شمیم طرۀ او گر ترا رسد به مشامفتوحها چه نسیم صبا توانی کرد
دو دیده بر هم و چشم دلی فراهم کنبه یک نظارۀ او کیما توانی کرد
به شاهراه طریقت چه رهسپار شویز گرد راه بسی توتیا توانی کرد
بدر اشک و عقیق سرشک روی بشویکه تا به همت پاکان دعا توانی کرد
چه حلقه بر در او باش مفتقر همه عمرکه درد خویش ازین در دوا توانی کرد