گنج

شمارهٔ ۸

قافیه: س۸ بیت
ای بستۀ بند هوی و هوسجهدی تا هست این نیم نفس
ای طوطی شکرخا تا کیبا زاغ و زغن باشی بقفس
از شاخۀ گل پوشیده نظرسودا زدۀ هر خاری و خس
هر لاشه نباشد طعمۀ شیرعنقا نرود بشکار مگس
دولت در سایۀ شاهین نیستسلطان هما را زیبد و بس
کاری ز تو هیچ نرفت از پیشرحمی بر خویش بکن زین پس
گر خود نکنی بر خود رحمیامید مدار ز دیگر کس
ای دوست ندارد مفتقرتفریاد رسی تو بدادش رس