شمارهٔ ۷۵
دوش هاتف غیبی حل این معما کردسود هر دو عالم یافت هر که با تو سودا کرد
از رموز لوح عشق هر که نکته ای آموختدر محاسن رویت صد صحیفه انشا کرد
مهر ماه رخسارت شاهد دل آرایتشمع روشن دل را مهر عالم آرا کرد
آن یگانۀ دوران تا دم از تجلی زدعرصۀ دو گیتی را رشک طور سینا کرد
کرد با دل عشاق نالۀ دل مطربآنچه را که با موسی نغمۀ «انا الله» کرد
کرد لعل دلجویش با روان مشتاقانآنچه روح قدسی کرد یا دم مسیحا کرد
یا که معنی حسنش رونقی به صورت دادکسب هر کمالی بود صورت از هیولا کرد
قیس عامری عمری سر به کوه و صحرا زدتا که سرّی از عشق لیلی آشکارا کرد
تیشۀ فداکاری کند ریشۀ فرهادشور عشق، شیرین را در زمانه رسوا کرد
عشوۀ گل رویش داد دلستانی دادطبع مفتقر را چون عندلیب شیدا کرد