گنج

شمارهٔ ۵۵

قافیه: وریتواست۷ بیت
هرچه آید بسر ما همه از دوری تو استبانگ رسوائی من نیز ز مستوری تو است
این خماری که مرا بر سر سودا زده استنشئه غمزۀ آن نرگس مخموری تو است
عاشق سیب ز نخ را نبود درمانیور بود بادۀ رمانی انگوری تو است
بلبل نطق مرا تا بدم نفخۀ صورهوس زمزمه بر شاخ گل سوری تو است
رنج رنجور ترا گنج محبت ز پی استنه عجب گر دل من عاشق رنجوری تو است
رو مگردان ز من تیره دل ای چشمۀ نورکه مرا روشنی دل ز رخ نوری تو است
مفتقر ما همه آلایش پیدا و نهانطالب مرحمت معنوی و صوری تو است