شمارهٔ ۴۵
دلبرا گر بنوازی بنگاهی ما راخوشتر است ار بدهی منصب شاهی ما را
بمن بی سر و پا گوشۀ چشمی بنماکه محال است جز این گوشه پناهی ما را
بر دل تیره ام ای چشمۀ خورشید بتابنبود بدتر از این روز سیاهی ما را
از ازل در دل ما تخم محبت کشتندنبود بهتر از این مهر گیاهی ما را
گرچه از پیشگه خاطر عاطر دوریمهم مگر یاد کند لطف تو گاهی ما را
باغم عشق که کوهیست گران بر دل ماعجب است ار نخرد دوست بکاهی ما را
نه دل آشفته تر و شیفته تر از دل ماستنه جز آن خاطر مجموع گواهی ما را
مفتقر راه بمعمورۀ حسن تو نبودبده ای پیر خرابات تو راهی ما را