گنج

شمارهٔ ۴۳

قافیه: را۱۱ بیت
فروغ حسن تو داده است چشم بینا رابهر چه می نگرد جلوه طور سینا را
بگوش جان شنود هر که محرم راز استز آسمان و زمین نغمۀ «انا الله» را
لطیفۀ دل آگاه در صحیفۀ کونکند مطالعه دائم صفات و اسما را
نقوش صفحۀ امکان شئون یک ذاتندهزار اسم نمایند یک مسمی را
مکن ملامت شوریدگان بی سر و پانداند آدم شوریده سر، ز سر پا را
حکایت لب شیرین ز کوهکن بشنوببین پدیدۀ مجنون جمال لیلی را
حدیث عاشق صادق بجوی از وامقوگر نه عذر بنه عشق روی عذرا را
پیام یار بهر گوش آشنا نبودصبا است ماشطه آن زلف عنبر آسا را
ز آهوان ختا، جوی مشک نافۀ چینبه چین زلف بتان، حلقه بین دل ما را
ز لوح سینه دلا رنگ خون زشت بشویبه چشم پاک توان دید روی زیبا را
ز مفتقر ادب عشق ار بیاموزیچه خاک راه شوی عاشقان شیدا را