گنج

شمارهٔ ۳۳

قافیه: ل۸ بیت
از هر گل شور نروید گلشیرین سخنی سزد از بلبل
قمری صفت ار شوری داریزیبنده بود هوس سنبل
در غمزۀ مست تو جادوئیستدل برده ز مملکت بابل
سر حلقۀ اهل دلم لیکندیوانۀ حلقۀ آن کاکل
کی غلغلۀ شاهی شنودتا یوسف حسن نه بیند غل
از جزء، نتیجۀ کل مطلبتا آنکه شود پیوسته بکل
سودای مثال تو در سر منگوئی افلاطون است و مُثُل
مجنون توام ای لیلی حسنیا مفتقرم، ما شئت فقل