گنج

شمارهٔ ۳۲

قافیه: فست۹ بیت
آن سینه که تیر ترا هدفستگنجینۀ معرفت و شرفست
دل گوهر نُه صدفست آریگر گوهر عشق ترا صدفست
آن سر که نرفته بچو کانتگرگوی زراست کم از خزفست
کی آن تن لایق قربانی استکاندر طلب آب و علفست
کوراست ز دیدار رخ توآن دیده که باز بهر طرفست
از زمزمۀ عشق تو کراستگوشی که به نغمۀ چنگ و دفست
عمری که سرآمد در غم توسرمایۀ خرمی و شعفست
یک دختر فکر که هست مرابهتر ز دو صد پسر خلفست
دری که ز منطق مفتقر استپروردۀ آب و گل نجفست