گنج

شمارهٔ ۱۲

قافیه: میدارد۸ بیت
چشمی که ز عشق نمی دارداز لؤلؤ تر چه کمی دارد
هر کس که غم تو بسینه گرفتدیگر بجهان چه غمی دارد
آن دل که ز یاد تو یافت صفاخوشباد که جام جمی دارد
با لعل تو هر که بود همدمهر لحظه مسیح دمی دارد
هر کس که فدای وجود تو شددر ملک عدم قدمی دارد
آن کس که: جام تو کامی دیدناکامی خویش همی دارد
خودبین ز طهارت محرومستدر کعبۀ دل صنمی دارد
این طرفه حدیث از مفقر استکز لوح قدم رقمی دارد