گنج

شمارهٔ ۱۱

قافیه: انبود۸ بیت
آن دل که بیاد شما نبودشایستۀ هیچ بها نبود
از هاتف غیب شنیدستمحرفی که بحال خطا نبود
آندل نه دلست که آب و گلستگر طور تجلی ما نبود
درد دل عاشق بیدل راجز جلوۀ یار دوا نبود
افسوس که خاطر شاطر شاهگاهی بخیال گدا نبود
با لالۀ روی تو محرم شمعما محرومیم و روا نبود
در حلقۀ زلف تو دست زدنجز قسمت باد صبا نبود
مهجورم و مفتقرم لیکندر کار تو چون و چرا نبود