گنج

شمارهٔ ۷

۷ بیت
فقیا بفیکا تفز بالعلامعلماعلی قلبکا القیا
بیا زاهد از باده ما بشویدل و جان ز اوساخ زرق و ریا
از من می که در کیش اکسیریانگدائی کند مهر از و کیمیا
به میخانه ما یکی برگذرنه میخانه بل کعبه اصفیا
می از جام ما خور که تا روز حشرزخاک تو خورشید روید گیا
الهی دلم بنگه مهر تستکه اقلیم نور است و صقع ضیا
شد اشراق خاک تو کز خاک اوکند دیده عقل کل توتیا