گنج

شمارهٔ ۲۶

۵ بیت
مگر با هر گیاهی یا گلی کز خاک می‌رویدبلایی یا غمی بهر من غمناک می‌روید
نمی‌دانم چه طالع دارم این کز گلستان عشقهمه خلق جهان را گل مرا خاشاک می‌روید
بیا ای آنکه حسرت می‌بری بر کشت امیدمتماشا کن که برق شعله چون از خاک می‌روید
مکن دعوی عشق ای آنکه چاک سینه می‌دوزیکه این تخم بلا از سینه‌های چاک می‌روید
وفاداری طمع اشراق از هرکس نمی‌دانیکه این داروی نایاب از نهاد پاک می‌روید