گنج

شمارهٔ ۱۴

۹ بیت
این زمینی ست که جولانگاه جانان بوده ستدر تن از جلوه جانان منش جان بوده ست
این زمینی ست که از نور جمال ورخ دوستآفتابش حجل از ریگ بیابان بوده ست
این مدینه ست همانا که حریم حرمشکعبه حاجت این گنبد گردان بوده ست
این زمینی ست که از غیرت خاک چمنشآتش اندر جگر چشمه حیوان بوده ست
این زمین داوری کشور امکان کرده ستاین زمین سجده گه روضه رضوان بوده ست
بارها پیش درش چرخ برین برده نمازبارها عقل کلش نایب و دربان بوده ست
اندرین کوی گرد است که چون نور بصرخانه افروز جلیدیه امکان بوده ست
ابر تا بر سر او سایه فکن گشته زشرمزیرسیلاب عرق غرقه طوفان بوده ست
خجلت از ذره خاک حرمش برده سحابگر همه مهر و مهش قطره باران بوده ست