گنج

شمارهٔ ۱۲

۵ بیت
از تو ما را آب در جوی تمنا آتش استعشق بازی چون مزاج باده گویا آتش است
ای معلم کشتی ما مشکل آید بر کنارکاندر اقلیمی که مائیم آب دریا آتش است
ساغر از می بادت ای ساقی مرا معذور داردر مذاق عشق بازان جام صهبا آتش است
دین زرتشتی مگرای دل که در تکریم توهمچو کانون زور وشب در سینه ما آتش است
مردم چشم ترا اشراق اکنون جای خوابآن هم آغوش که در خورداست شب‌ها آتش است