شمارهٔ ۹۱
دوش در بزم که لبهایت شرابآلوده بود؟کز خمارش صبحدم چشم تو خوابآلوده بود
باز بدگویان چه گفتند از من بیکس، که دوشهرچه گفتی طعنهآمیز و عتابآلوده بود
میزدی در باغ بر گل طعنهٔ تردامنیبا وجود آنکه لبهایت شرابآلوده بود
با حریفان در چمن میگشت مست و بیحجابآنکه عمری همچو شاخ گل حجابآلوده بود
حرف او میگفت چون همدم پی تسکین منبدگمان گشتم که حرفش اضطرابآلوده بود
بود گلگون تیغش از عکس قبای آل او؟یا ز خون میلی مست خراب، آلوده بود