شمارهٔ ۸۰
بر سر مژگان هجوم اشک گلگون من استگریه را هنگامه گرم از گرمی خون من است
یک دو روزی شد که دیر از خانه میآید برونظاهرا تاثیر شوق روزافزون من است
زودم از بالین برفت امروز آن بدخو، مگربر امید مرگم از حال دگرگون من است؟
غیر را با خود به بزمش بردم وآن دلفریبمنّتی دارد به من، با آنکه ممنون من است
میدهد میلی نهال آه من از سرو یادتا خیال قامتش در طبع موزون من است