شمارهٔ ۸۱
ای دل اندر آتش غم، آه دردآلود چیستگرنه در سوز محبت ناتمامی، دود چیست
قصد یار از کشتنم نومیدی عشّاق بودورنه از خونریز چون من نا کسی، مقصود چیست
باز امشب گر نبودی شمع بزمافروز غیرروی گلگون، زلف درهم، چشم خوابآلود چیست
کینهجویان را گر امشب رخصت قتلم ندادمنفعل امروز یار و مدعی خشنود چیست
گر نمیترسد که این ویرانه افتد بر سرشبیقراریهای دل از جسم غم فرسود چیست
بر مراد دل بیا میلی که ترک جان کنیمیار چون نابود ما خواهد، خیال بود چیست