گنج

شمارهٔ ۷۸

۵ بیت
در پهلوی اغیار به هر سو نظری داشتگویا ز نهان آمدن من خبری داشت
دی گفت بسی حرف وفا روی برویمگویا که به من روی و سخن با دگری داشت
آرام ازو جذبه شوق که چنین برد؟کامروز سراسیمه به هر سو گذری داشت
چون دید مرا یار،‌ برافروخت ز خجلتگویا ز ستمهای رقیبان خبری داشت
میلی نگه از یار ندیدم دم رفتنپنداشتی از ماتم من چشم تری داشت