گنج

شمارهٔ ۷۵

۵ بیت
پروانه گر ز خلق نهان درد و داغ داشتدست زمانه عاقبتش بر چراغ داشت
اظهار سرّ خویش مگر کرده‌ای به غیرکامروز پیشتر ز تو آهنگ باغ داشت
شب در گرفت پنبه داغ دلم ز آهبیمار عشق بر سر بالین چراغ داشت
بر جست‌وجوی من ز چه رو خنده زد رقیبآن مست را اگرنه به جایی سراغ داشت
میلی ز بوی مشک،‌ شب از هوش رفته بودسودای زلف یار مگر در دماغ داشت؟