شمارهٔ ۶۶
امشب که گوشه اجلم منزل آمدهستدر منزل تو غیر به کام دل آمدهست
گردید منفعل، مگر از من خبر نداشتآن شاخ گل که سر زده در محفل آمدهست
آسان نمود عشق تو بخت مرا به خوابتعبیر خوابهای چنین، مشکل آمدهست
بد مست را به شیشه شکستن کشید دلامشب که غمزه تو مرا بر دل آمدهست
چون دیگری مرا به غریبی نمیشناختاز بیکسی به ماتم من غافل آمدهست
میلی به رهگذار تو امروز دیرتراز ناامیدی دل بیحاصل آمدهست