گنج

شمارهٔ ۶

۵ بیت
دلا بی‌طاقتی کم کن چو شیدا کرده‌ای خود راکه امروز است یا فردا که رسوا کرده‌ای خود را
ز انکار محبت خویش را بازی مده چندینکه بازی‌بازی ای دل، گرم سودا کرده‌ای خود را
برای شکوه من رفته‌ای ای غیر، سوی اوبه این تقریب، باری پیش او جا کرده‌ای خود را
کنی هردم شتاب نامه بردن پیش او، قاصدبدان ماند که رفته‌رفته شیدا کرده‌ای خود را
دلا پایت نمی‌آید ز شادی بر زمین، گویاچو میلی صید فتراک تمنا کرده‌ای خود را