گنج

شمارهٔ ۵۹

۷ بیت
از حریم وصل، مهجورم نمی‌بایست داشتیعنی از نزدیک خود دورم نمی‌بایست داشت
ای مسیح دردمندان، چون نسیم وصل بوداز سموم هجر رنجورم نمی‌بایست داشت
من که بودم چون مه روشندل از خورشید وصلهمچو شمع صبح، بی نورم نمی‌بایست داشت
از می وصل تو چون پیمانه دل پر نشداین قدر زان جرعه مخمورم نمی‌بایست داشت
گر دلت را ذره‌ای نزدیک می‌دیدم به مهرمی‌شدم گر دور، معذورم نمی‌بایست داشت
من که چون خورشید صبح وصل بودم پرده سوزدر حجاب هجر مستورم نمی‌بایست داشت
همچو میلی در غم آباد فراموشی، چنینبی نشان با نام مشهورم نمی‌بایست داشت