شمارهٔ ۵۰
اگر کسی سبب وصل یار من شده استزسر گرانی او، شرمسار من شده است
به طعنه مژده وصلی که غیر داد مراز سادگی سبب انتظار من شده است
فزوده غم به غم و حسرتم به حسرت، اگرهزار مرتبه روزی دچار من شده است
امیدواری من بین، که مردنم دشوارزانتظار فراموشکار من شده است
چنین که رفته ستمهای او ز یاد مرابه حیرتم که چرا شرمسار من شده است
دلا تپیدن میلی نشانه آن استکه نیم کشته چابک سوار من شده است