شمارهٔ ۲۹۵
زان مژه غیر خدنگ بلا ندهیدامن غمزه به دست وفا ندهی
وه که نیایی و وعده آمدنیبهر تسلی خاطر ما ندهی
لاف مصاحبت تو زنم بر غیرگرچه جواب سلام مرا ندهی
کشتن اهل محبت اگر گنه استترک گنه ز برای خدا ندهی
دست من ای غم و دامن تو که ز دستدامن میلی بیسر و پا ندهی