شمارهٔ ۲۹۶
دل به تو بستم و ترک جفا ندهیجان به تو دادم و داد مرا ندهی
ناز و عتاب تو کمتر اگر نشودداد کسی تو به روز جزا ندهی
دل تپدم ز خیال سوال رقیبگرچه جواب کسی ز حیا ندهی
بهر خجالت من بر مجلسیاناز پی من بفرستی و جا ندهی
میلی از آنچه شنیدی ازو و رقیببهر خدا که به خاطر ما ندهی!