شمارهٔ ۲۸۸
بعد از نگاه گرم، تبسم نمیکنیما را امیدوار تکلم نمیکنی
در آتشند اهل محبت ز رشک همبر هیچیک اگرچه ترحم نمیکنی
از جذبه کمند محبت که دلکش استهرگز ره خرابه ما گم نمیکنی
افکندهام ترا به زبانها و خوشدلمکز شرم آن، نگاه به مردم نمیکنی
میلی، شود زیاده به رغم تو ظلم اودیوانهای که ترک تظلم نمیکنی