شمارهٔ ۲۵۴
کنم چو یاد ز بیگانهآشنایی تویکی هزار شود محنت جدایی تو
ازان ستم که کنی ز اعتماد جان نبرمکه نیم بسملم از عاشقآزمایی تو
جز اینکه مایه رنجیدن دگر باشدنیافتم سبب مهرباننمایی تو
به غیر ازانکه فزاید تغافلش ای دلنتیجهای ندهد آرزوفزایی تو
فریب کی خورد از وعده وفا میلیکه آزموده و دانسته بیوفایی تو