گنج

شمارهٔ ۲۵۳

۵ بیت
نمی‌بیند به سویم چون روم تنها به راه اونمی‌خواهد که خاص چون منی باشد نگاه او
درین رشکم که گویا مدعای غیر شد حاصلکه بوی آرزومندی نمی‌آید ز آه او
مرا بر حسرت امیدواری گریه می‌آیدکه باشد چون تویی از سادگی امیدگاه او
چو بیند غیر، مخصوصانه در دستم عنانش راپی رفع گمان، خود را نمایم دادخواه او
به این تقریر بی‌تابانه، میلی شکوه کمتر کنمبادا در گریبان تو آویزد گناه او