گنج

شمارهٔ ۲۵۱

۵ بیت
دلم خوش است به نومیدی عنایت توکه باور آیدم از دیگران شکایت تو
ز ناامیدی‌ام ای ناله شرم باد تراکزین زیاده گمان داشتم سرایت تو
ز گفت‌وگوی خود و مدعی پشیمانمکه ناامیدی‌ام افزود از حمایت تو
به گفت‌وگوست دلم با خیالش ای ناصحبرو برو که ندارم سر حکایت تو
چو میلی‌ام به نهایت رسید عمر و هنوزنمی‌رهم ز جفاهای بی‌نهایت تو