گنج

شمارهٔ ۲۴۰

۵ بیت
خیال آشنایی چون کند بیگانه خوی من؟که صد جا بنگرد تا یک نظر بیند به سوی من
ز من در پیش دشمن بس که روی از ناز می‌تابیبه هرجا می‌نشینم، می‌نشیند رو‌به‌روی من
ز بس بی‌اعتبارم،‌ گر فرستم قاصدی سویشنیارد بر زبان از شرمساری گفت‌وگوی من
به پیش غیر، دایم می‌نشینم بر سر راهشکه ذوقش بیشتر باشد، اگر بیند به سوی من
همان بهتر که چون میلی مرا ناکام بگذاریکه وصلت برنیاید با دل پر آرزوی من