شمارهٔ ۲۳۹
غمزه زنان بر جهانیان گذری کنقتل جهانی ز ناوک نظری کن
صید خودم دان و جمع دار دل از منفکر گرفتاری دل دگری کن
تا نشوم بیخبر چو بیخبر آییپیشتر از آمدن مرا خبری کن
زان مژه در دل هزار تیر شکستهرحم به مرغ شکستهبال و پری کن
میلی اگر عاشقی، مرن ز خوشی دممایه راحت، جراحت جگری کن