شمارهٔ ۲۳۵
ز اظهار نیازم برفروزد، از عتاب است اینولی از غایت امید گویم کز حجاب است این
نیامد گر به یادت انتظار آرزومندیدمی ننشسته پیش ما، چه آغاز شتاب است این
من دیوانه هنگام سلام از غایت حیرتز دشنام تو خرسندم، که پندارم جواب است این
کمال ناامیدیها ببین کز وعده مستیخوشم، با آنکه میدانم ز تاثیر شراب است این
اگر ناخوانده میآیم به بزمت، رو متاب از منتو هم دانسته باشی کز کمال اضطراب است این
دهد کیفیت می، گفته میلی بحمداللّهکه در بزم بهشت آیین شاه کامیاب است این
سپهر قدر، ابراهیم دریادل که ماه نوچنان افتاده درپایش که پنداری رکاب است این