شمارهٔ ۲۲۰
آن رفت که وصلت به دعا میطلبیدمدر هجر تو مردن ز خدا میطلبیدم
آن رفت که در خیل غزالان من مجنونچشم از همه پوشیده ترا میطلبیدم
آن رفت که افسردگی بوالهوسان رااز گرمی بازار جفا میطلبیدم
آن رفت که از بهر سخنهای نهانیدر بزم به پهلوی تو جا میطلبیدم
آن رفت که پیش تو چو میلی دل خود رادر سلسله زلف دو تا میطلبیدم