شمارهٔ ۲۰۴
آتش به دل افروختن من شده نزدیکوز پهلوی دل، سوختن من شده نزدیک
در دل، پی افروختن آتش حسرتخار ستم اندوختن من شده نزدیک
جمعند به نزدیک تو اغیار و زغیرتبا دوریات آموختن من شده نزدیک
از گرمی شوقت که دمادم شود افزونچون شعله برافروختن من شده نزدیک
چاک دل میلی که زتیغ ستم اوستبا تیر دعا دوختن من شده نزدیک