گنج

شمارهٔ ۱۹۱

۶ بیت
ای چشم تو همچو فتنه خونریزچون می نگه تو فتنه‌انگیز
فریاد که از تپیدن دلدر هر نفس آتشم شود تیز
از بیخودی‌ام خوش آنکه باشیگرم گِلهٔ نصیحت آمیز
ای آنکه زنی دم از محبّتاز هستی خویشتن بپرهیز
برخیز و به پای دار بنشینیا از سر کوی یار برخیز
میلی به اجل ترا چه دعوی‌ستدر دامن آن ستمگر آویز