شمارهٔ ۱۸۹
به اجل، کار دل زار مرا وا مگذاربه امید دگری کار مرا وا مگذار
ترک آزار مرا مرحمتش نام مکنمرحمت میکنی، آزار مرا وا مگذار
بنشین، کار به جان آمده و جان بر لبدم دیگر، دل بیمار مرا وا مگذار
بی غمم چون هدف ناوک آسودهدلانجانب خاطر افگار، مرا وامگذار
عمر میلی به وفای تو تلف شد، زنهارکه حق خدمت بسیار مرا وا مگذار