گنج

شمارهٔ ۱۸۸

۷ بیت
با آنکه هر زمان شوم از غصه زارترگردم زمان زمان به تو امّیدوارتر
چون بیندم ز گریهٔ مستانه شرمساردر خنده می‌شود که شوم شرمسارتر
رنجانَدَم ز وعده خلافی، ولی چه سوداز رنجشی ز وعدهٔ او بی‌مدارتر
با شوخی‎ای چنین، که نگیری دمی قراردر دل گذر مکن که شود بی‌قرارتر
تا ذوق خواری از دگران بیشتر برماز من کسی مباد به کوی تو خوارتر
غمنامه‌ام به غیر نمایی به این غرضکز ناامیدی‌ام شود امیدوارتر
بی‌اعتبار پیش تو خلقی به جرم عشقبیچاره میلی از همه بی‌اعتبارتر