گنج

شمارهٔ ۱۷۳

۶ بیت
بر یاد قدّ او چو می تاب می‌دهنددر دل هزار نخل بلا آب می‌دهند
هر شب هزار دیده به نوفان عشق تواز گریه رخت خواب به سیلاب می‌دهند
مژگان و غمزه تو به گاه نگاه تیزپیکان و پر به ناوک پرتاب می‌دهند
خوبان به غمزه از اجلم باز می‌خرنداز مرگ می‌کشند و به قصاب می‌دهند
در حیرتم ز خیل خیالت که شام مرگدر تنگنای دیده ره خواب می‌دهند
سوز درون و ضعف تن و اضطراب دلیاد از هلاک میلی بی‌تاب می‌دهند