شمارهٔ ۱۶۱
آنچنان بدگمان که بود، نمانددر پی امتحان که بود، نماند
وعدهاش بیوفا نماند، که بودغمزه نامهربان که بود، نماند
زلف او سرکشی که کرد، گذشتچشم او سرگران که بود، نماند
آن نزاعی که غیر با ما داشتپای او در میان که بود، نماند
ظاهراً با رقیب، یار مراالتفات نهان که بود، نماند
غیر را هم ز ناشناسی حقرنجشی بر زبان که بود، نماند
بر وفایش اگرچه ما را هماحتمالی چنانکه بود، نماند
سر ما گر فتاد از فتراکغیر هم در عنان که بود، نماند
من اگر از عنان او ماندمبا من آن نیم جان که بود، نماند
عمرها بر شکست میلی بودشکرللّه هر آن که بود، نماند