شمارهٔ ۱۶
من کجا، آرزوی وصل دلارام کجادل نومید کجا، وین طمع خام کجا
جان ناشاد که و آرزوی شادی چهدل ناکام کجا و هوس کام کجا
تو چو گل پرده نشین، من چو صبا پرده شکافتو نکونام کجا و من بدنام کجا
ای که عزت طلبی، در طلب خواری باشذوق تعظیم کجا، لذت دشنام کجا
کس چه داند که تو می می خوری و می باشیشب کجا، روز کجا، صبح کجا، شام کجا
میلی آرام ندارد چو سگ بی صاحبکی شد آن آهوی وحشی به کسی رام، کجا