گنج

شمارهٔ ۱۵۰

۶ بیت
نشان من چو بتان از ستیز می‌جویندمرا نیافته شمشیر تیز می‌جویند
ز طرف دشت مگر گرد آن سوار نمودکه آهوان همه راه گریز می‌جویند
تو در کنار رقیبیّ و پاره‌های دلمترا به دیده خونابه‌ریز می‌جویند
به راحتند شهیدان ز قتل خود، که ترابدین بهانه دم رستخیر می‌جویند
چنانکه مرغ زند پا به تیغ، ساده‌دلاننجات ازان مژه پرستیز می‌جویند
برآر حاجت آزادگان که چون میلیبه گردن آن رسن مشک بیز می‌جویند